knuspern
خوردن ترد و خشک، خردهخوردن
Beispiele
- Sie ''knuspert'' Krupuk, den ihr der Koch für die Wartezeit hingestellt hat.او کراکر ترد را که آشپز برای زمان انتظار جلوی او گذاشته بود، میخورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
هنگام خوردن چیزی ترد و خشک، صدایی شبیه به خشخش یا قرچقرچ ایجاد کردن.
- Die Kinder knuspern Chips vor dem Fernseher.بچهها جلوی تلویزیون چیپس میخورند (با صدا).
- Er knusperte genüsslich an einem frischen Brötchen.او با لذت یک نان تازه را میخورد (با صدا).