kochen

Aussprache: /ˈkɔxn̩/
Wortzerlegung: ko·chen
فعل

پختن، آشپزی کردن، جوشیدن

Beispiele

  • Wir ''kochen'' uns eine Gemüsesuppe.ما برای خودمان یک سوپ سبزیجات می‌پزیم.
  • Susi ''kocht'' heute für uns.سوزی امروز برای ما آشپزی می‌کند.
  • Meine Oma konnte besser ''kochen'' als meine Mutter.مادربزرگ من بهتر از مادرم می‌توانست آشپزی کند.
  • Das Wasser für den Kaffee ''kocht'' bereits.آب برای قهوه از قبل در حال جوشیدن است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

غذا آماده کردن، آشپزی کردن

  • Ich koche heute Abend Spaghetti.من امشب اسپاگتی می‌پزم.
  • Kannst du kochen?آیا می‌توانی آشپزی کنی؟
2 (ناگذر)

مایعات را به نقطه جوش رساندن یا در حال جوش بودن

  • Das Wasser kocht.آب می‌جوشد.
  • Die Suppe kocht auf dem Herd.سوپ روی اجاق می‌جوشد.