kochen
پختن، آشپزی کردن، جوشیدن
Beispiele
- Wir ''kochen'' uns eine Gemüsesuppe.ما برای خودمان یک سوپ سبزیجات میپزیم.
- Susi ''kocht'' heute für uns.سوزی امروز برای ما آشپزی میکند.
- Meine Oma konnte besser ''kochen'' als meine Mutter.مادربزرگ من بهتر از مادرم میتوانست آشپزی کند.
- Das Wasser für den Kaffee ''kocht'' bereits.آب برای قهوه از قبل در حال جوشیدن است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
غذا آماده کردن، آشپزی کردن
- Ich koche heute Abend Spaghetti.من امشب اسپاگتی میپزم.
- Kannst du kochen?آیا میتوانی آشپزی کنی؟
2
(ناگذر)
مایعات را به نقطه جوش رساندن یا در حال جوش بودن
- Das Wasser kocht.آب میجوشد.
- Die Suppe kocht auf dem Herd.سوپ روی اجاق میجوشد.