auskochen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌkɔχn̩/
Wortzerlegung: aus·ko·chen
فعل

جوشاندن (برای استخراج)، پختن (برای استخراج)

Beispiele

  • Ich ''kochte'' die Knochen ''aus,'' um das Gelee zu gewinnen.من استخوان‌ها را جوشاندم تا ژله به دست آورم.
  • Was habt ihr jetzt schon wieder ''ausgekocht?'' Ihr sollt Schularbeiten machen und keine Pläne schmieden!دیگر چه نقشه‌ای کشیده‌اید؟ باید مشق‌هایتان را بنویسید و نه اینکه نقشه بکشید!

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با جوشاندن کامل تمیز یا استریل کردن.

  • Man muss Babyflaschen regelmäßig auskochen.باید شیشه‌های شیر نوزاد را به طور منظم جوشاند (استریل کرد).
  • Die Wäsche wurde bei 90 Grad ausgekocht.لباس‌ها در دمای ۹۰ درجه جوشانده شدند.
2 Akkusativ

با جوشاندن، عصاره یا ماده‌ای را از چیزی استخراج کردن.

  • Man kann aus Kräutern einen Tee auskochen.می‌توان از گیاهان چای دم کرد (عصاره‌گیری کرد).
  • Die Farbe wurde aus den Beeren ausgekocht.رنگ از توت‌ها استخراج شد (با جوشاندن).