auskochen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌkɔχn̩/
Worttrennung: aus·ko·chen
فعل

جوشاندن (برای استخراج)، پختن (برای استخراج)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با جوشاندن کامل تمیز یا استریل کردن.

  • Man muss Babyflaschen regelmäßig auskochen.باید شیشه‌های شیر نوزاد را به طور منظم جوشاند (استریل کرد).
  • Die Wäsche wurde bei 90 Grad ausgekocht.لباس‌ها در دمای ۹۰ درجه جوشانده شدند.
2 Akkusativ

با جوشاندن، عصاره یا ماده‌ای را از چیزی استخراج کردن.

  • Man kann aus Kräutern einen Tee auskochen.می‌توان از گیاهان چای دم کرد (عصاره‌گیری کرد).
  • Die Farbe wurde aus den Beeren ausgekocht.رنگ از توت‌ها استخراج شد (با جوشاندن).