aufkochen
به جوش آوردن (مایعات), دوباره گرم کردن (با جوشاندن), (برای تعداد زیادی) غذا پختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufkochen)
مایعی را به نقطه جوش رساندن یا به جوش آمدن.
- Bitte das Wasser für den Tee aufkochen.لطفاً آب را برای چای به جوش بیاورید.
- Die Suppe muss noch einmal kurz aufkochen.سوپ باید دوباره برای مدت کوتاهی جوشانده شود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufkochen)
غذا را دوباره گرم کردن با جوشاندن.
- Ich muss die Reste vom Abendessen aufkochen.من باید باقیمانده شام را دوباره گرم کنم.
- Kannst du die Milch für den Kakao aufkochen?میتوانی شیر را برای کاکائو دوباره گرم کنی؟