nachkochen

Aussprache: /ˈnaːxˌkɔxən/
Worttrennung: nach·ko·chen
فعل

دوباره پختن، طبق دستور پختن، تقلید کردن در آشپزی، آرام پختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas nachkochen)

غذایی را دوباره پختن یا گرم کردن، معمولاً برای مصرف بعدی.

  • Ich werde das Gericht morgen nachkochen, damit es frisch ist.من فردا غذا را دوباره می‌پزم تا تازه باشد.
  • Kannst du die Suppe kurz nachkochen?می‌توانی سوپ را کمی دوباره گرم کنی؟
2 Akkusativ (jemanden / etwas nachkochen)

یک دستور پخت یا غذای خاص را تقلید کردن و پختن؛ سعی در بازسازی طعم یا ظاهر یک غذای دیگر.

  • Sie versucht, das Rezept ihrer Großmutter nachzukochen.او سعی می‌کند دستور پخت مادربزرگش را تقلید کند.
  • Der Koch hat das berühmte Gericht des Restaurants nachgekocht.آشپز غذای معروف رستوران را بازسازی کرد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

پس از جوش آمدن، به آرامی پختن یا قل زدن (معمولاً برای تکمیل پخت یا جا افتادن غذا).

  • Lass den Eintopf noch eine halbe Stunde nachkochen.خوراک را نیم ساعت دیگر آرام بپز.
  • Die Sauce muss langsam nachkochen, bis sie eindickt.سس باید آرام بجوشد تا غلیظ شود.