kodifizieren
قانونمند کردن، مدون کردن
Beispiele
- Die Grundrechte der Bürger Deutschlands sind im Grundgesetz ''kodifiziert.حقوق اساسی شهروندان آلمان در قانون اساسی مدون شده است.
- Das materielle Strafrecht für Erwachsene ist in Deutschland im StGB ''kodifiziert.حقوق جزای ماهوی برای بزرگسالان در آلمان در قانون جزای آلمان (StGB) مدون شده است.
- Im BGB ''kodifizierte'' man wesentliche Teile des deutschen Zivilrechts.بخشهای اساسی حقوق مدنی آلمان در قانون مدنی (BGB) مدون شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
قوانین، مقررات یا اصول را به صورت یک سیستم منظم و مدون جمعآوری و سازماندهی کردن.
- Die neuen Gesetze wurden kodifiziert.قوانین جدید تدوین شدند.
- Es ist wichtig, die ethischen Richtlinien zu kodifizieren.مهم است که دستورالعملهای اخلاقی را مدون کنیم.