kodifizieren

Aussprache: /kodiˈfiːtsiːʁən/
Wortzerlegung: ko·di·fi·zie·ren
فعل

قانون‌مند کردن، مدون کردن

Beispiele

  • Die Grundrechte der Bürger Deutschlands sind im Grundgesetz ''kodifiziert.حقوق اساسی شهروندان آلمان در قانون اساسی مدون شده است.
  • Das materielle Strafrecht für Erwachsene ist in Deutschland im StGB ''kodifiziert.حقوق جزای ماهوی برای بزرگسالان در آلمان در قانون جزای آلمان (StGB) مدون شده است.
  • Im BGB ''kodifizierte'' man wesentliche Teile des deutschen Zivilrechts.بخش‌های اساسی حقوق مدنی آلمان در قانون مدنی (BGB) مدون شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

قوانین، مقررات یا اصول را به صورت یک سیستم منظم و مدون جمع‌آوری و سازماندهی کردن.

  • Die neuen Gesetze wurden kodifiziert.قوانین جدید تدوین شدند.
  • Es ist wichtig, die ethischen Richtlinien zu kodifizieren.مهم است که دستورالعمل‌های اخلاقی را مدون کنیم.