فعل
باد گلو زدن (به طور ناخوشایند)
معانی و تعاریف koffern:
- (عامیانه) چمدان بستن، وسایل را در چمدان گذاشتن برای سفر.
- (عامیانه، منسوخ) کسی را کتک زدن، ضرب و شتم کردن.
جملات نمونه برای koffern:
Alle halbe Stunde kam eine neue Angriffswelle und man ''kofferte'' was das Zeug hielt.
هر نیم ساعت موج حمله جدیدی میآمد و آنها هرچه در توان داشتند شلیک میکردند.
Oj, hier hat aber gerade jemand ''gekoffert''!
اوه، کسی همین الان باد گلو زد!
Wir müssen noch schnell koffern, bevor der Zug abfährt.
ما باید قبل از حرکت قطار سریع چمدان ببندیم.