ankokeln
کمی سوزاندن، خاکستر کردن سطحی
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ankokeln)
چیزی را به صورت جزئی یا سطحی سوزاندن، معمولاً به صورت تصادفی یا با حرارت کم؛ کمی سوختن.
- Er hat das Papier beim Schreiben leicht angekokelt.او هنگام نوشتن کاغذ را کمی سوزاند.
- Die Kerze hat den Tisch leicht angekokelt.شمع کمی میز را سوزانده بود.