koken
ککسازی کردن
Beispiele
- Beim ''Koken'' wird aus Stein- oder Braunkohle ein nicht rußender, geruchlos brennender, fester Brennstoff mit großer Heizkraft gewonnen.در فرآیند ککسازی، از زغالسنگ یا زغالسنگ قهوهای، سوخت جامدی که دوده نمیکند، بیبو میسوزد و قدرت گرمایی بالایی دارد، به دست میآید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرآیند تبدیل زغالسنگ به کک از طریق حرارت دادن در غیاب هوا.
- Man kokt Steinkohle, um Koks zu gewinnen.زغالسنگ را کک میکنند تا کک به دست آورند.
- Die Anlage ist darauf ausgelegt, große Mengen Kohle zu koken.این تاسیسات برای کک کردن مقادیر زیادی زغالسنگ طراحی شده است.