Präfix
پیشوند (به معنای با، همراه - قبل از l)
جملات نمونه برای kol-:
Man nennt Punkte, die gemeinsam auf einer Geraden liegen ''kol''linear.
به نقاطی که با هم روی یک خط قرار دارند، همخط (kollinear) میگویند.
Bei der ''Kol''lekte wird Geld eingesammelt.
در جمعآوری اعانات (Kollekte)، پول جمع میشود.
Wenn ein System ''kol''labiert, bricht es zusammen.
وقتی سیستمی فرو میپاشد (kollabiert)، از هم میپاشد.