صفت
جانبی، موازی
جملات نمونه برای kollateral:
„Die Leitbündel des Sproßsystems sind ''kollateral'' angeordnet, d. h., im Zentralzylinder sind Xylem und Phloem als gemeinsame Stränge zusammengefaßt.“
«دستههای آوندی سیستم ساقه بهصورت جانبی مرتب شدهاند، یعنی در استوانه مرکزی، بافتهای چوبی و آبکش بهعنوان رشتههای مشترک ترکیب شدهاند.»