kollaudieren
تأیید کردن، تصویب کردن (رسمی)، بازرسی کردن (ساختمان)
Beispiele
- Das Rathaus", erklärt Pommerening, "ist für 3900 Personen ''kollaudiert'' – heuer wollten sich 2800 Journalisten akkreditieren.تالار شهر"، پومِرِنینگ توضیح میدهد، "برای ۳۹۰۰ نفر "تأیید" شده است - امسال ۲۸۰۰ روزنامهنگار میخواستند اعتبارنامه بگیرند.
Bedeutungen
1
transitiv (Akkusativ)
یک ساختمان، تأسیسات یا پروژه را پس از اتمام کار، از نظر فنی و قانونی بازرسی و تأیید نهایی کردن
- Das neue Gebäude muss noch kollaudiert werden.ساختمان جدید هنوز باید تأیید نهایی شود.
- Der Ingenieur hat die Anlage erfolgreich kollaudiert.مهندس تأسیسات را با موفقیت تأیید نهایی کرد.