kolonisieren

Aussprache: /koloˈniːziːʁən/
Wortzerlegung: ko·lo·ni·sie·ren
فعل

مستعمره کردن، استعمار کردن

Beispiele

  • Für die Portugiesen sollte sich das auszahlen, als sie bald darauf anfingen, Brasilien zu ''kolonisieren'' - und dafür eine rechtliche Grundlage vorweisen konnten.برای پرتغالی‌ها سودمند بود که به زودی پس از آن شروع به مستعمره کردن برزیل کردند - و برای آن مبنای قانونی داشتند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

سرزمینی را به عنوان مستعمره تصرف کردن و تحت کنترل خود درآوردن.

  • Europäische Mächte kolonisierten im 19. Jahrhundert große Teile Afrikas.قدرت‌های اروپایی در قرن نوزدهم بخش‌های بزرگی از آفریقا را مستعمره کردند.
  • Die Besiedlung des Mars wird oft als Kolonisierung des Weltraums bezeichnet.سکونت در مریخ اغلب به عنوان استعمار فضا نامیده می‌شود.
2 Akkusativ

(زیست‌شناسی) موجودات زنده یا میکروب‌ها در یک محیط یا بدن میزبان ساکن شدن و تکثیر یافتن.

  • Bakterien können den Darm kolonisieren und dort nützlich sein.باکتری‌ها می‌توانند روده را کلونیزه کرده و در آنجا مفید باشند.
  • Pilze können neue Lebensräume schnell kolonisieren.قارچ‌ها می‌توانند به سرعت زیستگاه‌های جدید را کلونیزه کنند.