kolorieren
رنگآمیزی کردن، رنگ زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی رنگ زدن یا آن را رنگی کردن (مثلاً نقاشی، عکس یا فیلم)
- Sie hat die alte Schwarz-Weiß-Fotografie koloriert.او عکس سیاه و سفید قدیمی را رنگآمیزی کرده است.
- Der Künstler koloriert seine Zeichnungen mit Pastellfarben.هنرمند نقاشیهای خود را با پاستل رنگآمیزی میکند.