kometenhaft

Aussprache: /komeˈteːnhaft/
Worttrennung: ko·me·ten·haft
صفت

شهاب‌گونه، سریع و ناگهانی، برق‌آسا

Bedeutungen

1

ظاهر شده یا رخ داده به صورت بسیار سریع، ناگهانی و چشمگیر، شبیه به ظهور یک ستاره دنباله‌دار.

  • Sein Aufstieg zum Ruhm war kometenhaft.صعود او به سوی شهرت برق‌آسا بود.
  • Die Band erlebte einen kometenhaften Erfolg.این گروه موسیقی موفقیتی سریع و چشمگیر را تجربه کرد.
  • Die kometenhafte Karriere des jungen Schauspielers überraschte alle.حرفه شهاب‌گونه این بازیگر جوان همه را شگفت‌زده کرد.