kometenhaft
شهابگونه، سریع و ناگهانی، برقآسا
Bedeutungen
1
ظاهر شده یا رخ داده به صورت بسیار سریع، ناگهانی و چشمگیر، شبیه به ظهور یک ستاره دنبالهدار.
- Sein Aufstieg zum Ruhm war kometenhaft.صعود او به سوی شهرت برقآسا بود.
- Die Band erlebte einen kometenhaften Erfolg.این گروه موسیقی موفقیتی سریع و چشمگیر را تجربه کرد.
- Die kometenhafte Karriere des jungen Schauspielers überraschte alle.حرفه شهابگونه این بازیگر جوان همه را شگفتزده کرد.