entgegenkommen
به سمت کسی آمدن، کوتاه آمدن، مناسب بودن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
به سمت کسی در مسیر مقابل حرکت کردن یا پیش آمدن.
- Er kam mir auf der Straße entgegen.او در خیابان به سمت من آمد.
- Die beiden Gruppen kamen sich langsam entgegen.دو گروه به آرامی به سمت یکدیگر آمدند.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
کوتاه آمدن، سازش کردن و موافقت با خواستهها یا نظرات طرف مقابل.
- Der Chef ist uns bei den Arbeitszeiten entgegengekommen.رئیس در مورد ساعات کاری با ما راه آمد.
- Sie musste ihm bei der Preisgestaltung entgegenkommen.او مجبور شد در مورد قیمتگذاری با او سازش کند.
3
Dativ (jemandem / einer Sache)
مناسب بودن، با برنامهها، نیازها یا خواستههای کسی جور بودن.
- Dieses Angebot kommt mir sehr entgegen.این پیشنهاد برای من بسیار مناسب است.
- Die neuen Regelungen kommen den Bürgern entgegen.قوانین جدید با خواستههای شهروندان مطابقت دارد.