abkommandieren
اعزام کردن / مأمور کردن (معمولاً برای انجام وظیفه)
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ / nach + Dativ (کسی را به جایی مأمور کردن)
کسی را برای انجام وظیفهای خاص به مکانی دیگر فرستادن یا از گروهی جدا کردن (اغلب در زمینه نظامی یا کاری).
- Er wurde zu einer wichtigen Mission ins Ausland abkommandiert.او برای یک مأموریت مهم به خارج از کشور اعزام شد.
- Mehrere Soldaten wurden zur Grenzsicherung abkommandiert.چند سرباز برای تأمین امنیت مرز مأمور شدند.