kommentieren
تفسیر کردن، نظر دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
درباره رویدادی اظهار نظر کردن، گزارش یا تحلیل ارائه دادن
- Der Politiker wollte die Ereignisse nicht kommentieren.آن سیاستمدار نخواست درباره اتفاقات اظهار نظر کند.
- Er kommentiert seit Jahren die Fußballspiele im Fernsehen.او سالهاست که مسابقات فوتبال را در تلویزیون گزارش میکند.
2
Akkusativ
کامنت گذاشتن، نظر نوشتن زیر پستها در فضای مجازی
- Sie kommentierte den Beitrag in den sozialen Medien.او برای آن پست در شبکه اجتماعی کامنت گذاشت.