kommentieren

Aussprache: /kɔmɛnˈtiːʁən/
Wortzerlegung: kom·men·tie·ren
فعل

تفسیر کردن، نظر دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

درباره رویدادی اظهار نظر کردن، گزارش یا تحلیل ارائه دادن

  • Der Politiker wollte die Ereignisse nicht kommentieren.آن سیاستمدار نخواست درباره اتفاقات اظهار نظر کند.
  • Er kommentiert seit Jahren die Fußballspiele im Fernsehen.او سال‌هاست که مسابقات فوتبال را در تلویزیون گزارش می‌کند.
2 Akkusativ

کامنت گذاشتن، نظر نوشتن زیر پست‌ها در فضای مجازی

  • Sie kommentierte den Beitrag in den sozialen Medien.او برای آن پست در شبکه اجتماعی کامنت گذاشت.