einkommen
درخواست رسمی دادن، وارد شدن (درآمد)
Bedeutungen
1
um + Akkusativ (um jemanden / etwas einkommen)
ارائه درخواست رسمی به نهاد اداری یا قانونی (کاربرد اداری رسمی بیشتر در اتریش و سوئیس).
- Er musste um eine Genehmigung für den Bau bei der Stadt einkommen.او مجبور بود برای مجوز ساخت از شهرداری درخواست رسمی بدهد.
- Die Firma ist um eine Steuererleichterung bei der Regierung eingekommen.شرکت از دولت درخواست رسمی برای معافیت مالیاتی کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
درآمد کسب کردن، سود بردن (بیشتر در مورد درآمد یا سود).
- Das Unternehmen ist im letzten Quartal gut eingekommen.شرکت در سه ماهه گذشته درآمد خوبی کسب کرد.
- Durch den Verkauf der Aktien ist ihm viel Geld eingekommen.از فروش سهام پول زیادی نصیب او شد.