heraufkommen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯fˌkɔmən/
Worttrennung: her·auf·kom·men
فعل

بالا آمدن، شکل گرفتن (طوفان، خطر)

Bedeutungen

1 intransitiv / zu + Dativ

بالا آمدن از یک سطح یا طبقه پایین‌تر به سمت بالا (به سمت گوینده یا نقطه مرجع).

  • Der Nebel kam langsam vom Tal herauf.مه به آرامی از دره بالا آمد.
  • Er kam die Treppe heraufgelaufen.او از پله‌ها بالا دوید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

نزدیک شدن و شکل گرفتن (در مورد هوای بد، طوفان، خطر یا یک احساس).

  • Ein Gewitter kommt am Abend herauf.عصر یک طوفان در راه است.
  • Eine böse Vorahnung kam über mich herauf.یک حس بد پیشگویانه به من دست داد.