zuvorkommen
پیشدستی کردن، سبقت گرفتن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem)
اقدام کردن زودتر از فرد دیگری برای به دست آوردن مزیتی یا جلوگیری از اتفاقی ناخوشایند.
- Er versuchte, ihr mit einem Geschenk zuvorzukommen.او تلاش کرد با یک هدیه پیشدستی کند.
- Man muss solchen Problemen zuvorkommen, bevor sie entstehen.باید قبل از بروز، از چنین مشکلاتی پیشگیری کرد.