gleichkommen
برابر بودن، معادل بودن
Bedeutungen
1
Dativ (etwas/jemandem gleichkommen)
ارزش، سطح یا نتیجهای همارز با چیز دیگری داشتن.
- Seine Leistung kommt der eines Profis gleich.عملکرد او با عملکرد یک حرفهای برابر است.
- Diese neue Technologie kommt der alten kaum gleich.این فناوری جدید به سختی با فناوری قدیمی معادل است.