herauskommen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌkɔmən/
Worttrennung: her·aus·kom·men
فعل

بیرون آمدن، منتشر شدن، به دست آمدن نتیجه

Bedeutungen

1 aus + Dativ (aus etwas herauskommen)

از فضای بسته یا محصور به بیرون آمدن (به سمت گوینده یا مکان مورد نظر).

  • Das Kind kam aus dem Haus gelaufen.کودک از خانه بیرون دوید.
  • Der Hund kam aus dem Zwinger heraus.سگ از محوطه بیرون آمد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

منتشر شدن، به بازار آمدن یا عرضه شدن (کتاب، فیلم، آلبوم، محصول).

  • Das neue Album der Band wird nächste Woche herauskommen.آلبوم جدید گروه هفته آینده منتشر خواهد شد.
  • Der Film kommt bald in die Kinos.این فیلم به زودی در سینماها اکران می‌شود.
3 bei + Dativ / intransitiv

حاصل شدن نتیجه، پیامد یا راه حلی از یک مسئله، گفتگو یا فرآیند.

  • Bei aller Mühe kam am Ende nichts Vernünftiges heraus.با وجود تمام تلاش‌ها، در نهایت چیز عاقلانه‌ای حاصل نشد.
  • Nach langer Diskussion kam eine Einigung heraus.پس از بحث طولانی، توافقی حاصل شد.
4 intransitiv / dass-Satz

افشا شدن، معلوم شدن حقیقت یا یک راز.

  • Es kam heraus, dass er gelogen hatte.معلوم شد که او دروغ گفته بود.
  • Die Wahrheit über den Vorfall kam erst nach Wochen heraus.حقیقت ماجرا پس از هفته‌ها آشکار شد.