kommunikationsbereit
آماده گفتگو، مایل به ارتباط
Bedeutungen
1
تمایل و آمادگی برای برقراری ارتباط و گفتگو با دیگران؛ نشان دادن علاقه به تبادل نظر و صحبت کردن.
- Der neue Kollege ist sehr kommunikationsbereit und integriert sich schnell.همکار جدید بسیار مایل به ارتباط است و به سرعت خود را وفق میدهد.
- Auch wenn sie müde war, blieb sie kommunikationsbereit.حتی وقتی خسته بود، همچنان آماده گفتگو بود.
- Die Organisatoren hoffen auf ein kommunikationsbereites Publikum.برگزارکنندگان امیدوار به مخاطبی هستند که مایل به ارتباط باشد.