kommunikationsfähig
توانا در ارتباط برقرار کردن، خوشصحبت
Bedeutungen
1
قادر به برقراری ارتباط و تعامل با دیگران؛ داشتن توانایی پایه برای فهم و انتقال پیام.
- Auch nach dem Unfall war er noch gut kommunikationsfähig.او حتی پس از تصادف نیز هنوز توانایی خوبی برای برقراری ارتباط داشت.
- Kinder mit Lernschwierigkeiten sind nicht immer sofort kommunikationsfähig.کودکان با مشکلات یادگیری همیشه بلافاصله قادر به برقراری ارتباط نیستند.
- Der Roboter wurde so programmiert, dass er mit Menschen kommunikationsfähig ist.این ربات طوری برنامهریزی شده است که قادر به ارتباط با انسانها باشد.