kommunikativ

Aussprache: /kɔmuniˈkaːtiːf/
Worttrennung: kom·mu·ni·ka·tiv
صفت

خوش‌برخورد، اجتماعی، اهل ارتباط، صبحت‌کننده

Bedeutungen

1

کسی که به راحتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کند، اهل گفتگو و معاشرت است و تمایل به تبادل اطلاعات و افکار دارد.

  • Sie ist eine sehr kommunikative Person und findet schnell neue Freunde.او فردی بسیار خوش‌برخورد است و به سرعت دوستان جدید پیدا می‌کند.
  • Ein kommunikativer Mitarbeiter ist für den Erfolg eines Teams wichtig.یک کارمند اهل ارتباط برای موفقیت یک تیم مهم است.
  • Der Lehrer ermutigte die Schüler, kommunikativer zu sein.معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد که صمیمی‌تر و اهل ارتباط بیشتری باشند.