kommunikativ
خوشبرخورد، اجتماعی، اهل ارتباط، صبحتکننده
Bedeutungen
1
کسی که به راحتی با دیگران ارتباط برقرار میکند، اهل گفتگو و معاشرت است و تمایل به تبادل اطلاعات و افکار دارد.
- Sie ist eine sehr kommunikative Person und findet schnell neue Freunde.او فردی بسیار خوشبرخورد است و به سرعت دوستان جدید پیدا میکند.
- Ein kommunikativer Mitarbeiter ist für den Erfolg eines Teams wichtig.یک کارمند اهل ارتباط برای موفقیت یک تیم مهم است.
- Der Lehrer ermutigte die Schüler, kommunikativer zu sein.معلم دانشآموزان را تشویق کرد که صمیمیتر و اهل ارتباط بیشتری باشند.