kommutieren

Aussprache: /kɔmuˈtiːrən/
Wortzerlegung: kom·mu·tie·ren
فعل

جابجا کردن، جابجا شدن (در ریاضیات)، تعویض کردن (جهت جریان)

Beispiele

  • Man sagt, dass zwei Operationen a, b ∈ E ''kommutieren'', falls ab = ba.گفته می‌شود که دو عمل a، b ∈ E 'جابجا می‌شوند' اگر ab = ba.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در فیزیک یا ریاضیات، جابجا کردن یا تغییر جهت دادن یک جریان یا عملگر، به ویژه در مورد جریان الکتریکی یا عملگرهای ریاضی که ترتیب اعمال آنها نتیجه را تغییر نمی‌دهد.

  • Der Kommutator kommutiert die Richtung des Stroms in der Maschine.کموتاتور جهت جریان را در ماشین جابجا می‌کند.
  • In der Quantenmechanik kommutieren nicht alle Operatoren miteinander.در مکانیک کوانتومی، همه عملگرها با یکدیگر جابجا نمی‌شوند.