komparieren
مقایسه کردن، (در دادگاه) حاضر شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + mit + Dativ
دو یا چند چیز را با هم مقایسه کردن و تفاوتها یا شباهتهایشان را بررسی کردن
- Man kann die beiden Texte miteinander komparieren.میتوان دو متن را با یکدیگر مقایسه کرد.
- Historiker komparieren oft verschiedene Quellen.تاریخدانان اغلب منابع مختلف را با هم مقایسه میکنند.
2
Akkusativ
(دستور زبان) صفتها را صرف کردن و درجات مقایسهای (تفضیلی و عالی) را ساختن
- Im Deutschen kompariert man Adjektive, um Steigerungsformen zu bilden.در آلمانی، صفتها را صرف میکنند تا اشکال مقایسهای را بسازند.
- Wie kompariert man das Adjektiv „gut“?چگونه صفت «خوب» را صرف میکنند؟