kompilieren
گردآوری کردن، کامپایل کردن (برنامهنویسی)
Beispiele
- Euklid ''kompilierte'' die Erkenntnisse der antiken, führenden Mathematiker.اقلیدس یافتههای ریاضیدانان برجسته باستانی را گردآوری کرد.
- Der Visual Basic-Compiler ''kompiliert'' den Quellcode zu einer ausführbaren Datei.کامپایلر ویژوال بیسیک سورس کد را به یک فایل اجرایی کامپایل میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
گردآوری کردن، تدوین کردن (متون، دادهها از منابع مختلف)
- Er kompiliert eine Sammlung alter Gedichte.او مجموعهای از اشعار قدیمی را گردآوری میکند.
- Die Daten wurden aus verschiedenen Quellen kompiliert.دادهها از منابع مختلفی گردآوری شدند.
2
Akkusativ
کامپایل کردن (در برنامهنویسی، تبدیل کد منبع به کد اجرایی)
- Der Programmierer kompiliert den Quellcode.برنامهنویس کد منبع را کامپایل میکند.
- Es dauert lange, dieses große Programm zu kompilieren.کامپایل کردن این برنامه بزرگ زمان زیادی میبرد.