komponieren
آهنگسازی کردن، ترکیب کردن
Beispiele
- Das Blumengesteck war geschmackvoll ''komponiert.سبد گل به شکلی زیبا و هنرمندانه "چیده و ترکیب شده بود".
- Ralf Prinz ist Pyrotechniker, er achtet auf Umweltschutz und Lärmbelastung und ''komponiert'' Feuerwerk-Shows.رالف پرینز یک آتشبازیست است، او به حفاظت از محیط زیست و آلودگی صوتی توجه میکند و نمایشهای آتشبازی را "طراحی (آهنگسازی) میکند".
Bedeutungen
1
Musik komponieren
آهنگسازی کردن
- Mozart komponierte viele berühmte Opern.موتسارت اپراهای معروف زیادی آهنگسازی کرد.
- Sie komponiert gerne moderne Stücke.او دوست دارد قطعات مدرن آهنگسازی کند.
2
etwas komponieren (Akk)
چیزی را ترکیب کردن/ساختن (مثلاً یک غذا یا متن)
- Der Koch hat ein neues Gericht komponiert.آشپز یک غذای جدید ترکیب کرده است.
- Er komponierte eine Rede aus verschiedenen Zitaten.او یک سخنرانی از نقل قولهای مختلف ساخت.