konfieren
کونفیه کردن (پختن آرام گوشت در چربی خود یا میوه در شکر برای نگهداری)
Beispiele
- Konfieren'' hört sich kompliziert an, ist jedoch eine einfache Garmethode für Fleisch und Fisch, bei der alles sehr zart bleibt und weder an Geschmack noch Saft verliert.کونفیه کردن پیچیده به نظر میرسد، اما یک روش پخت ساده برای گوشت و ماهی است که در آن همه چیز بسیار لطیف باقی میماند و نه طعم و نه آب آن از دست نمیرود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(آشپزی) کنفی کردن؛ پختن و نگهداری مواد غذایی (مانند گوشت یا میوه) در چربی یا شربت غلیظ برای ماندگاری بیشتر و طعمدهی.
- Die Ente wird in ihrem eigenen Fett konfiert.اردک در چربی خودش کنفی میشود.
- Man kann auch Früchte in Zucker konfieren.میتوان میوهها را نیز در شکر کنفی کرد.