konfigurieren

Aussprache: /kɔnfiɡuˈʁiːʁən/
Wortzerlegung: kon·fi·gu·rie·ren
فعل

پیکربندی کردن، تنظیم کردن

Beispiele

  • Konfigurieren'' Sie Ihre eigenen Fenster für Ihren Neubau, die Sanierung oder Renovierung.پنجره‌های خود را برای ساختمان نوساز، بازسازی یا نوسازی خود پیکربندی کنید.
  • Ich lasse mir meine Anlage von einem Fachmann ''konfigurieren.من اجازه می‌دهم سیستمم توسط یک متخصص پیکربندی شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در حوزه فناوری) یک سیستم، نرم‌افزار یا دستگاه را برای عملکرد خاصی تنظیم و آماده کردن؛ پیکربندی کردن.

  • Man muss den Router neu konfigurieren.باید روتر را دوباره پیکربندی کرد.
  • Der Techniker hat das System konfiguriert.تکنسین سیستم را پیکربندی کرد.