konfiszieren

Aussprache: /kɔnfɪsˈtsiːʁən/
Worttrennung: kon·fis·zie·ren
فعل

مصادره کردن، توقیف کردن

Bedeutungen

1 etw. (Akk.) konfiszieren

مصادره کردن، ضبط کردن اموال یا اشیاء به صورت قانونی توسط مقامات (مانند پلیس یا گمرک).

  • Die Polizei konfiszierte die illegalen Waren.پلیس کالاهای غیرقانونی را مصادره کرد.
  • Der Zoll hat seine Zigaretten konfisziert.گمرک سیگارهای او را توقیف کرد.