konfus Aussprache:/kɔnˈfuːs/Wortzerlegung:kon·fus صفت گیج، آشفته، درهموبرهم جملات نمونه برای konfus:Das ist ziemlich ''konfus!''این خیلی «گیجکننده» است!„Der Text der Chronik war ''konfus'' und ließ Sartre wie einen Wirrkopf erscheinen.“متن وقایعنامه «آشفته» بود و سارتر را مانند یک فرد پریشانخاطر نشان میداد.