kongenital

Aussprache: /kɔnɡeniˈtaːl/
Worttrennung: kon·ge·ni·tal
صفت

مادرزادی، هنگام تولد موجود

Bedeutungen

1

موجود از بدو تولد؛ غیر اکتسابی و ارثی یا ناشی از شرایط دوران بارداری.

  • Er leidet an einer kongenitalen Herzerkrankung.او از یک بیماری مادرزادی قلب رنج می‌برد.
  • Die meisten kongenitalen Anomalien werden früh erkannt.بیشتر ناهنجاری‌های مادرزادی زود تشخیص داده می‌شوند.
  • Diese genetische Veranlagung ist kongenital.این استعداد ژنتیکی مادرزادی است.