konkretisieren
مشخص کردن، عینی کردن، جزئیات را روشن کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas konkretisieren)
چیزی را واضحتر و مشخصتر کردن، جزئیات بیشتری ارائه دادن، از حالت کلی به حالت عینی درآوردن.
- Wir müssen diese vage Idee konkretisieren.ما باید این ایده مبهم را مشخص کنیم.
- Können Sie Ihre Pläne bitte konkretisieren?میتوانید لطفاً برنامههایتان را جزئیتر بیان کنید؟
2
sich (Akkusativ) (sich konkretisieren)
خود را به شکل عینی و ملموس درآوردن، تجسم یافتن.
- Seine Ängste konkretisierten sich in Albträumen.ترسهای او در کابوسها تجسم یافتند.
- Die Gefahr konkretisierte sich langsam.خطر به آرامی عینی شد.