konkretisieren

Aussprache: /kɔnkʁetiˈziːʁən/
Wortzerlegung: kon·kre·ti·sie·ren
فعل

مشخص کردن، عینی کردن، جزئیات را روشن کردن

Beispiele

  • Sie ''konkretisiert'' die Pläne für das Openair schriftlich.او برنامه‌های مربوط به کنسرت فضای باز را به صورت کتبی مشخص می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را واضح‌تر و مشخص‌تر کردن، جزئیات بیشتری ارائه دادن، از حالت کلی به حالت عینی درآوردن.

  • Bitte konkretisieren Sie Ihre Vorschläge.لطفاً پیشنهادات خود را مشخص‌تر کنید.
  • Die Pläne müssen noch konkretisiert werden.برنامه‌ها باید هنوز مشخص‌تر شوند.
2 sich + Akkusativ

(خود را) به شکل عینی و ملموس درآوردن، تجسم یافتن.

  • Die Idee konkretisierte sich in einem Projekt.ایده در یک پروژه عینی شد.
  • Seine Ängste konkretisierten sich in Albträumen.ترس‌های او در کابوس‌ها تجسم یافتند.