konkretistisch

Aussprache: /kɔnkʀeˈtɪstɪʃ/
Worttrennung: kon·kre·tis·tisch
صفت

عینی‌گرا، ملموس‌گرا (ناتوان از درک انتزاعی)

Bedeutungen

1

کسی که تمایل دارد همه چیز را به صورت عینی و ملموس ببیند و در درک مفاهیم انتزاعی یا نظری مشکل دارد.

  • Seine konkretistische Denkweise machte es ihm schwer, philosophische Texte zu verstehen.طرز فکر عینی‌گرای او درک متون فلسفی را برایش دشوار می‌کرد.
  • Der Künstler wurde für seinen konkretistischen Stil kritisiert, der als zu einfach galt.این هنرمند به خاطر سبک عینی‌گرایانه‌اش که بیش از حد ساده تلقی می‌شد، مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Manche Leute haben eine eher konkretistische Auffassung von Kunst.برخی افراد دیدگاه ملموس‌گراتری نسبت به هنر دارند.