konkurrieren

Aussprache: /kɔnkʊˈʁiːʁən/
Wortzerlegung: kon·kur·rie·ren
فعل

رقابت کردن

Beispiele

  • Zwei Firmen ''konkurrieren'' miteinander um die Marktführerschaft.دو شرکت برای کسب رهبری بازار با یکدیگر رقابت می‌کنند.
  • Die TU muss also ein breites Fächerspektrum anbieten und zugleich mit den renommierten Technischen Universitäten von Aachen und München oder der ETH Zürich ''konkurrieren'' können.بنابراین دانشگاه صنعتی (TU) باید طیف وسیعی از رشته‌ها را ارائه دهد و در عین حال بتواند با دانشگاه‌های معتبر فنی آخن و مونیخ یا ETH زوریخ رقابت کند.

Bedeutungen

1 intransitiv

برای رسیدن به یک هدف یا کسب چیزی با دیگران رقابت کردن.

  • Zwei Firmen konkurrieren um die Marktführerschaft.دو شرکت برای رهبری بازار رقابت می‌کنند.
  • Sie konkurrieren seit Jahren miteinander.آن‌ها سال‌هاست که با یکدیگر رقابت می‌کنند.
2 mit + Dativ

با کسی یا چیزی رقابت کردن (با استفاده از حرف اضافه 'mit').

  • Er kann mit den Besten konkurrieren.او می‌تواند با بهترین‌ها رقابت کند.
  • Unsere Produkte konkurrieren erfolgreich mit denen der Konkurrenz.محصولات ما با موفقیت با محصولات رقبا رقابت می‌کنند.
3 um + Akkusativ

برای چیزی رقابت کردن (با استفاده از حرف اضافه 'um').

  • Viele Bewerber konkurrieren um diese Stelle.بسیاری از متقاضیان برای این شغل رقابت می‌کنند.
  • Die Sportler konkurrieren um die Goldmedaille.ورزشکاران برای مدال طلا رقابت می‌کنند.