konkursreif

Aussprache: /kɔnˈkʊʁsˌʁaɪ̯f/
Worttrennung: kon·kurs·reif
صفت

ورشکسته، در آستانه ورشکستگی

Bedeutungen

1

در وضعیت مالی بسیار بدی قرار داشتن، به طوری که احتمال ورشکستگی بسیار زیاد است.

  • Das Unternehmen ist seit Jahren praktisch konkursreif.این شرکت سال‌هاست که عملاً در آستانه ورشکستگی است.
  • Nach der Krise war die kleine Bäckerei konkursreif.پس از بحران، نانوایی کوچک در آستانه ورشکستگی بود.
  • Die Schulden machen die Firma konkursreif.بدهی‌ها شرکت را ورشکسته کرده‌اند.