hochkönnen
توانستن نشستن؛ توانستن ایستادن؛ توانستن بالا رفتن
Bedeutungen
1
ohne Objekt / mit Präpositionalobjekt
توانایی یا اجازه بالا رفتن به مکانی بلندتر را داشتن.
- Der kleine Junge kann noch nicht alleine auf den Stuhl hoch.پسر کوچک هنوز نمیتواند به تنهایی روی صندلی بالا برود.
- Wenn du die Leiter hast, können wir hoch und das Dach reparieren.اگر نردبان را داشته باشی، میتوانیم بالا برویم و سقف را تعمیر کنیم.