rauskönnen

Aussprache: /ˈʁaʊ̯sˌkœnən/
Worttrennung: raus·kön·nen
فعل

توانستن خارج شدن، امکان خروج داشتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

توانایی یا اجازه خروج از مکانی را داشتن (محاوره).

  • Ich muss dringend raus, kann ich mal kurz?من فوراً باید بیرون بروم، می‌توانم برای لحظه‌ای بروم؟
  • Sie konnte nicht aus dem Haus raus, weil es regnete.او نتوانست از خانه بیرون برود چون باران می‌بارید.