rauskönnen
توانستن خارج شدن، امکان خروج داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
توانایی یا اجازه خروج از مکانی را داشتن (محاوره).
- Ich muss dringend raus, kann ich mal kurz?من فوراً باید بیرون بروم، میتوانم برای لحظهای بروم؟
- Sie konnte nicht aus dem Haus raus, weil es regnete.او نتوانست از خانه بیرون برود چون باران میبارید.