hochkönnen

Aussprache: /ˈhoːxˌkœnən/
Worttrennung: hoch·kön·nen
فعل

توانستن نشستن؛ توانستن ایستادن؛ توانستن بالا رفتن

Bedeutungen

1 ohne Objekt / mit Präpositionalobjekt

توانایی، امکان یا اجازه بالا رفتن به مکانی بلندتر، نشستن یا ایستادن در ارتفاع را داشتن.

  • Der kleine Junge kann noch nicht auf den Stuhl hoch.پسر کوچک هنوز نمی‌تواند روی صندلی بالا برود.
  • Nach der Operation konnte er noch nicht wieder hoch.پس از عمل جراحی، او هنوز نمی‌توانست دوباره بایستد/بلند شود.