konsekrieren

Aussprache: /kɔnzeˈkʁiːʁən/
Wortzerlegung: kon·se·krie·ren
فعل

متبرک کردن، مقدسانه وقف کردن، تطهیر کردن

Beispiele

  • Der Priester ''konsekriert'' die Hostie, wodurch sie zum Leib Christi wird.کشیش نان مقدس را متبرک می‌کند و از این طریق آن به تن مسیح بدل می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را (معمولاً مکان یا شیء مذهبی) با مراسمی خاص مقدس یا وقف کردن.

  • Der Bischof konsekrierte die neue Kirche.اسقف کلیسای جدید را تقدیس کرد.
  • Die Priester konsekrierten den Altar für den Gottesdienst.کشیش‌ها محراب را برای مراسم مذهبی متبرک کردند.