konsensfähig

Aussprache: /kɔnˈzɛnsˌfɛːɪç/
Worttrennung: kon·sens·fä·hig
صفت

قابل توافق، دارای قابلیت اجماع

Bedeutungen

1

موضوع یا پیشنهادی که امکان رسیدن به توافق جمعی یا اجماع بر سر آن وجود دارد.

  • Die vorgeschlagenen Änderungen sind nicht für alle Parteien konsensfähig.تغییرات پیشنهادی برای همه احزاب قابل توافق نیست.
  • Wir suchen nach einer Lösung, die für alle Beteiligten konsensfähig ist.ما به دنبال راه‌حلی هستیم که برای همه طرفین قابل اجماع باشد.
  • Nur wenn der Plan konsensfähig ist, werden wir ihn umsetzen.تنها زمانی که طرح قابل توافق باشد، آن را اجرا خواهیم کرد.