konservieren

Aussprache: /kɔnzɛrˈviːrən/
Wortzerlegung: kon·ser·vie·ren
فعل

کنسرو کردن، نگهداری کردن، ماندگار کردن

Beispiele

  • Obst zu ''konservieren'' ist gut für die Haltbarkeit.کنسرو کردن میوه برای ماندگاری خوب است.
  • Ich ''konserviere'' mich.من از خودم مراقبت می‌کنم (خودم را تازه نگه می‌دارم).

Bedeutungen

1 etw. konservieren (Akkusativ)

چیزی را از فاسد شدن، خراب شدن یا از بین رفتن محافظت کردن؛ نگهداری کردن.

  • Man kann Obst und Gemüse durch Einfrieren konservieren.می‌توان میوه و سبزیجات را با فریز کردن نگهداری کرد.
  • Alte Gebäude und Kunstwerke müssen sorgfältig konserviert werden.ساختمان‌های قدیمی و آثار هنری باید با دقت حفظ شوند.