konspirieren

Aussprache: /kɔnspiˈriːʁən/
Wortzerlegung: kon·spi·rie·ren
فعل

توطئه کردن، تبانی کردن

Beispiele

  • Als Spion ''konspirierte'' er schon immer mit dem Feind.او به عنوان جاسوس همیشه با دشمن تبانی می‌کرد.
  • Er widersetzte sich nicht nur, sondern er ''konspirierte'' gegen die Wiederherstellung des Kultus und gegen das Konkordat von 1801.او نه تنها مقاومت کرد، بلکه علیه احیای مذهب و کنکوردات ۱۸۰۱ توطئه چید.

Bedeutungen

1 بدون مفعول / gegen + Akkusativ

به صورت مخفیانه و با همکاری دیگران برای انجام کاری غیرقانونی یا مضر برنامه‌ریزی کردن.

  • Die Gruppe konspirierte gegen die Regierung.گروه علیه دولت توطئه می‌کرد.
  • Man sagte, sie würden konspirieren, um die Macht zu übernehmen.گفته می‌شد که آنها برای به دست گرفتن قدرت دسیسه می‌چینند.